عزاداري و نژادپرستي
نخستين دهه ماه محرم بالاخص روزهاي سوزناك تاسوعا و عاشورا بعضا با خود ادبيات، گفتار، اعمال و رفتارهايي را به همراه ميآورد كه نهتنها در صحت و سقم تاريخي آنها جاي ترديدهاي جدي وجود دارد بلكه اساسا در خصوص قرار گرفتن پارهاي از آنها در دايره اصول و عقايد مذهب تشيع (چه رسد به عقايد اهل سنت) ترديدهاي جدي ميتوان اظهار داشت.
در اكثر قريب به اتفاق موارد، اين دسته گفتهها و رفتارها را ميتوان با اندكي تسامح متاثر از شور حماسه تاريخي سرور آزادگان اباعبدا...الحسين(ع) دانسته و غمض عين نمود. فرض بر آن است كه اين موارد صرفنظر از مذموم بودنشان و صرفنظر از صحت و سقم شرعي و فقهيشان، بيش از آنكه متاثر از حقايق مستند تاريخي باشند، متاثر از غليان شور احساسات مردم نسبت به حماسه حسيني است. اما واقعيت است كه چنين تسامح و تساهلي را ديگر پيرامون صدا و سيما يا دانشگاه بزرگ اسلامي و اساتيد و صاحبنظراني كه دعوت ميكنند، نميتوان پذيرفت. در بعدازظهر روز تاسوعا، راديو فرهنگ، استاد و صاحبنظري را دعوت نموده بود تا پيرامون واقعه كربلا صحبت نمايد. بخشهايي از آنچه كه آن بزرگوار گفت مو به تن انسان سيخ ميكرد و شنونده نميتوانست باور كند كه آن سخنان نه از زبان يك فرد عادي كه شور كربلا گرفته، بلكه از زبان يك استاد موقر و تحصيلكرده دارد خارج ميشود. هيچكس نميگويد كه اساتيد و صاحبنظران ما <فرشته> هستند اما اين حداقل توقعي است كه به هر حال از آنان كه عنوان استاد و صاحبنظر را به دنبال خود يدك ميكشند ميرود كه دستكم يك حداقلي از فهم و ادارك و معرفت تاريخي را رعايت نمايند. اما آنچه كه آن استاد بزرگوار فرمودند، انسان را بياختيار به اين انديشه ميانداخت كه صدرحمت به [عوام]، حداقل آنان نه ادعاي فضل دارند نه استادي و نه صاحبنظري.
از جمله افاضات ميهمان بزرگوار راديوفرهنگ آن بود كه: هيچ ايرانياي در سپاه 130 هزار نفري يزيد نبود و جملگي آن نابكاران عرب بودند، در مقابل يزيديان نابكار كه عرب بودند، ياران و اصحاب امامحسين(ع) ايراني بودند؛ امامحسين(ع) داشتند ميآمدند به طرف ايران و بسياري از ايرانيان بالاخص همدانيها داشتند ميرفتند به استقبال وي، بعد از عاشورا، چهارشنبهسوري بدل به يك رسم و آيين ايرانيان مسلمان شد، [حرفهاي] ديگري از اين است.
حتي اگر فرض بگيريم آن [حرفها] يكسره حقيقت و منطبق بر واقعيات مستند تاريخي بودهاند و ياران امامحسين(ع) ايراني و ايرانيتبار و برعكس يزيديان عرب (و غيرشيعي)، طرح اين مطالب در شرايطي كه ملت مصيبتزده عراق در گرداب سهمگين يك جنگ داخلي تمامعيار ميان شيعه و سني دارد گرفتار ميشود، چقدر عقلايي و درست است؟ در شرايطي كه ما داريم عليالدوام متهم ميشويم كه در عراق به دنبال تثبيت شيعيان و تضعيف اهل سنت هستيم طرح اين دست مطالب چه ضرورتي دارند؟ اگر يك عرب و اهل سنت قرينه اين سخنان را بر زبان آورد ما بلافاصله او را متهم به مزدوري آمريكا، صهيونيسم، انگلستان و استكبار جهاني كرده و بانگ برميآوريم كه دارد تخم نفاق ميان عرب و عجم و شيعه و سني ميافكند. اما خودمان كه چنين [حرفهاي ناروايي] را سر هم ميكنيم ميشود پاسداري از هويت اصيل ايراني- اسلامي و بزرگداشت حريم تشيع و قس عليهذا.]...[معلوم نيست اين دستهگلهاي شووينستي و نژادپرستانه كه ما ايرانيان منظما براي خود ارسال ميداريم و در مقابل استخفاف ديگران، روي چه پايه و اساسي هستند. قوم و نژادپرستي پديدهاي زشت و مذموم است كه هر قوم، ملت، تمدن و فرهنگي به آن دست يازد محكوم است؛ چه سفيدپوستان نژادپرست آمريكايي، چه نژادپرستان آلمان نازي، چه اعراب قومپرست، چه ما ايرانيان پاكسرشت و آرياييتبار، چه صهيونيستها و چه هر قوم و ملت ديگري.بزرگترين هدف اباعبدا...الحسين، احياي دين جدش بود؛
شريعتي كه مهمترين پيام آن پس از توحيد، برابري انسانها و نفي برتري قومي و قبيلهاي بود. اي كاش«فرشتهاي » پيدا ميشد و اين نكات بديهي را به مسوولان راديوفرهنگ و دانشگاه بزرگ اسلامي يادآور ميشد.
اعتماد ملی ۱1/11/1385